الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
122
دائرة المعارف فقه مقارن ( فارسى )
ب ) آثار مثبت حركت اخبارىگرى 1 . تأليف جوامع روايى پس از تدوين كتب اربعه كه تنها مرجع روايى نزد فقها شمرده مىشد ، موسوعه حديثى ديگرى تأليف نگرديد . اخباريون كه اهتمام فراوانى به اخبار و احاديث داشتند ، در چنان دورهاى به تدوين جوامع حديثى اقدام كردند . از جمله تأليفات اين دوره عبارت است از : وسائل الشيعة ، وافى و بحار الأنوار . 2 . تدوين تفاسير روايى از اين نوع تفسير در اين دوره ، مىتوان به تفسير البرهان فى تفسير القرآن تأليف سيّد هاشم بحرانى ( م 1107 ) و تفسير نور الثقلين تأليف شيخ عبد على عروسى حويزى ( از علماى قرن يازدهم ) اشاره كرد . دورهء هفتم : عصر تجديد حيات اجتهاد در عرصهء فقاهت اين دوره ، از اواخر قرن دوازدهم آغاز شده و تا سال 1260 ادامه مىيابد . هر چند در عصر رواج اخبارىگرى ، جمعى از علماى اصولى نيز به تلاش خويش ادامه مىدادند ، ولى تفكّر اخبارى به گونهاى سيطره داشت ، كه اجازهء نفوذ و رشد افكار مجتهدان اصولى را نمىداد . در اواخر سلطهء اخباريون ، كه دانشمندان آنان راه اعتدال را در پيش گرفته بودند ، عالم محقّق و دانشمند ژرفانديش ، علّامه وحيد بهبهانى ( م 1206 ) در برابر تفكّر اخبارىگرى برخاست . وى از نجف اشرف به كربلا آمد كه مركز اخباريون بود و زعامت آنان را مرحوم شيخ يوسف بحرانى نويسنده كتاب الحدائق الناضرة بر عهده داشت . محقّق بهبهانى ، مبانى اخباريون را نقد كرد و به تقويت مبانى مجتهدان اصولى پرداخت . سرزمين عراق - مخصوصاً كربلا و نجف - كه مركز اخباريون بود ، با نهضت فكرى و علمى محقّق بهبهانى از وجود چنين افرادى خالى شد . اجمالى از مهمترين پاسخهاى دقيق و علمى علّامهء بهبهانى به مبانى اخباريون چنين بود : 1 . اخباريان معتقد بودند كه عمل به ظواهر قرآن تفسير به رأى است ( مگر آياتى كه توسط معصومين تفسير شده باشد ) و از اين رو ، مشمول روايات ناهيه از تفسير به رأى مىشود . محقّق بهبهانى پاسخ داد كه تمسّك به ظواهر قرآن ، پس از فحص از مخصّص ، مقيّد ، ناسخ و مانند آن كه از معصومان وارد شده باشد در حقيقت عمل به قرآن است و از قسم تدبّر در قرآن به شمار مىآيد و اين مسأله با تفسير به رأى تفاوت فراوانى دارد . زيرا ظواهر الفاظ در عرف متشرّعه حجّت است . 2 . اخباريون فقط كتاب و سنّت را در استنباط احكام حجّت مىدانستند و معتقد بودند كه عقل هيچ نقشى در استنباط احكام شرعى ندارد ؛ زيرا در روايات آمده است كه نمىشود دين خدا را با عقول بشرى فهميد . محقّق بهبهانى در اين زمينه ، رسالهاى در حسن و قبح عقلى نوشت و در آن حجيّت عقل را در